خرید بک لینک

گرچه در ظاهر خود چهرهی خندان دارم
مثل موهای تو اوضاع پریشان دارم

کعبه ارزانی شیخ و عرب و اهل ریا
من به اعجاز نفسهای تو ایمان دارم

جنگلی سوخته در دشت غمم! اما باز
چشم امید به همیاری باران دارم

شیخ اگر امر به تحریم نگاهت کردهست
شاعر عشقم و علیّت و برهان دارم

عشق ، رنج است و صبوری و غم دلتنگی
عاشقم! درد از اینگونه فراوان دارم

حوری و جنت و حوای خدا کافی نیست
آدمم گاه کمی میل به عصیان دارم

نه که تقدیر نمیخواست که با هم باشیم!
گله از بخت بد و حضرت یزدان دارم

به تو مدیونم اگر در صف دلریختگان
من ِ بی مایه «غزلدفتر»و دیوان دارم

برچسب: نویسنده: طاها اکبری‌نژاد تاريخ: سه شنبه 23 شهريور 1395 ساعت: 15:04

صفحه بندی